شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۵۵۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای نه فلک ز خوشهٔ صنع تو دانه‌ایوز قصر کبریای تو عرش آشیانه‌ای
۲
در تنگنای کوچهٔ شهر جلال تووسعت گه زمانه کمین کارخانه‌ای
۳
پروازگاه طایر صنعت کجا بودجایی که دارد از دو جهان آشیانه‌ای
۴
نه توسن سپهر سراسیمه در رهتتا حکمتت گرفته به کف تازیانه‌ای
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth