خلوتی با اسدی توسی
بخش ۵۵ - صفت جزیره اسکونه
گرشاسپنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وز آن جا به کوهی نهادند روی جزیری که اسکونه بُد نام اوی
۲
کُهی پر گل گونه گون دامنش ز نیشکر انبوه پیرامنش
۳
چنان نار و نارنگ پر بار بود کز آن هر دو یکی شتروار بود
۴
ترنج از بزرگی چنان یافتند که هر یک به ده مرد برتافتند
صفحهٔ ۱ از ۱۳