شعر را زندگی کن
خلوتی با اسدی توسی

بخش ۶۲ - شگفتی جزیره ای که مردم سربینی بریده داشت

گرشاسپ‌نامه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو ده روز رفتند ره کم و بیشجزیری دگر خرم آمد به پیش
۲
ز هر گوشه صد میل بیشه به همچه رمح و چه صندل چه عود و بقم
۳
همه مردمش پاک برنا و پیربه دیده چو خون و به چهره چو قیر
۴
سَرِ بینی هر یک انداختهبسفته درو حلقها ساخته
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth