شعر را زندگی کن
خلوتی با اسدی توسی

بخش ۱۲۲ - رفتن نریمان به شهر فغنشور

گرشاسپ‌نامه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نریمان از آن پس چو یک مه نشستهر آنچ آمدش گنج خاقان به دست
۲
به سالار شهر کجا برشمردبنه نیز هرچ آن نشایست برد
۳
بدو گفت چون عمم آید فرازهمیدون بدو پاک بسپار باز
۴
وز آنجا دو هفته بیابان و دشتسپرد و ز مرز کجا برگذشت
صفحهٔ ۱ از ۲۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth