خلوتی با اسدی توسی
بخش ۱۳۴ - داستان قباد کاوه
گرشاسپنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو شد پهلوان بسته ره را کمرقباد آن کجا کاوه بودش پدر
۲
به درگه چنین گفت پیش مهانکه این شه ندارد نهاد شهان
۳
پدرم از جهان جز مر او را نخواستبه شمشیر گیتی ازو گشت راست
۴
از اورنگ برکند ضحاک راسپرد افسرش زیر پی خاک را
صفحهٔ ۱ از ۲۲