شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

بخش ۳۵ - حکایت مرغ با گبر

الباب الاوّل: در توحید باری تعالی

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن بنشنیده‌ای که بی‌نم ابرمرغ روزی بیافت از درِ گبر
۲
گبر را گفت پس مسلمانیزین هنرپیشه‌ای سخن دانی
۳
کز تو این مکرمت بنپذیرندمرغکان گرچه دانه برگیرند
۴
گبر گفت ار مرا بنگزیندآخر این رنج من همی بیند
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth