خلوتی با سنایی
بخش ۶۴ - حکایت
الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گفت در وقت مرگ اسکندرهمه را خواند کهتر و مهتر
۲
گفت اینک دو دست خود بستمهین بگویید چیست در دستم
۳
آن یکی گفت جوهری داریوان دگر گفت گوهری داری
۴
آن یکی گفت نامهٔ ملکستوان دگر گفت خاتم ملکست
صفحهٔ ۱ از ۲