شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

بخش ۲۶ - حکایت در محبّت و دوستی خالص

الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوستی دوست را مهمان شددوست حاضر نبُد پشیمان شد
۲
گفت زن را که کدخدایت کوزن ورا گفت گفتنی بر گو
۳
گفت پیش آر کیسهٔ زر و سیمزن بیاورد و کرد زر تسلیم
۴
مرد بگشاد کیسهٔ دیناربرگرفت آنقدر که بود به کار
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth