شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

بخش ۳۷ - التمثیل فی اعتقادالسوء والخوف من قلّة الرزق

الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بود مردی مُعیل بس رنجورشده از عمر و عیش خویش نفور
۲
مرد را ده عیال و کسب قلیلگشت بیچاره زار مرد معیل
۳
از عیال و طفول رخ برتافتبه دگر ناحیت سبک بشتافت
۴
وآن عیالان به شهر دربگذاشتراحت خویشتن در آن پنداشت
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth