شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

بخش ۵۰ - حکایت

الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن شنیدی که پیر با همراهگفت چون شد ز همرهیش آگاه
۲
از سر و سینه بهر صحبت یارپای سازم به ره چو مور و چو مار
۳
گر تو کار سفر همی سازیتو ز من خواه و گیر جان بازی
۴
همرهت باشم و ز دزد و هراسکم ز سگ مر ترا ندارم پاس
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth