شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

بخش ۵۲ - حکایت

الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن شنیدی که گفت دمسازیبا قرینی از آنِ خود رازی
۲
گفت کین راز تا نگویی بازگفت خود کی شنیده‌ام ز تو راز
۳
شرری بود کز هوا پژمرداز تو زاد آن زمان و در من مرد
۴
سر ز نامحرمان نهان بایدورنه محرم چو بشنود شاید
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth