شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

بخش ۵۴ - حکایت

الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بود اندر سرخس یک روزیمجلسی بس به رونق و سوزی
۲
مجلسی پر ز ناله و شیونگفت آن صدر دین و فخر زمن
۳
آن چو موسی ز شوق بر سرِ طوربوالمفاخر محمّد منصور
۴
من بدان مجلس اندرون بودمزان عبارت به دل برآسودم
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth