شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

بخش ۵۸ - در صفت اهل تصوّف

الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر گدایی که بینی از کم کمپادشاهیست با خیول و علم
۲
همه دردی‌کشان ولی بی‌ظرفهمه مقری ولی نه صوت و نه حرف
۳
چون سرِ عشق آن جهان دارندهمچو شمعند سر ز جان دارند
۴
زانکه تاشان امید نبود و بیمجانشان تن خورد چو شمع مقیم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth