شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

بخش ۴ - فی صفة سهمه و اقباله

الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از مدد نیزه نیزه بود آن روزتیر پروین ربای جوزا دوز
۲
سیهان را به خنجر روشنکرده چون لعل مهرهٔ گردن
۳
جزع‌گیران به زیر درع چو آبچون کبوتر طپنده در مضراب
۴
کشته گشتی اجل ز خون‌خوارانگر نبودی اجل هم از یاران
صفحهٔ ۱ از ۶۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth