شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

بخش ۳۰ - اندر رادی و حسن سیرت پادشاه

الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سال قحطی یکی به کسری گفتکابر بر خلق شد به باران زُفت
۲
گفت کانبارخانه بگشادیمابر گر زفت گشت ما رادیم
۳
صبح‌وار از پی ضیا بدمیمکه نه ما در سخا ز ابر کمیم
۴
دیم ما هست اگر دم او نیستنام ما هست اگر نم او نیست
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth