خلوتی با هجویری
بخش ۵ - فصل
بابُ اثباتِ العلم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
محمدبن الفضل البلخی گوید، رحمةاللّه: «العُلومُ ثَلاثَةٌ: علمٌ مِنَ اللّهِ، و علمٌ مَعَ اللّهِ، و علمٌ باللّهِ».
۲
علم باللّه علم معرفت است که همه اولیای او، او را بدو دانستهاند و تا تعریف و تعرف او نبود ایشان وی را ندانستند؛ از آنچه همه اسباب اکتساب مطلق از حق تعالی منقطع است و علم بنده مر معرفت حق را علت نگردد؛ که علت معرفت وی -تعالی و تَقَدَّسَ- هم هدایت و اعلام وی بود و علم من اللّه علم شریعت بود که آن از وی به ما فرمان و تکلیف است و علم مع اللّه علم مقامات طریق حق و بیان درجت اولیا بود. پس معرفت بی پذیرفت شریعت درست نیاید و برزش شریعت بی اظهار مقامات راست نیاید.
۳
و ابوعلی ثقفی رحمة اللّه علیه گوید: «العلمُ حیاةُ القَلبِ مِنَ الجهلِ و نورُ العَیْنِ منَ الظُّلْمَةِ.»
۴
علم زندگی دل است از مرگ جهل و نور چشم یقین از ظلمت کفر و هر که را علم معرفت نیست دلش به جهل مرده است و هرکه را علم شریعت نیست دلش به نادانی بیمار است. پس دل کفّار مرده باشد که به خداوند تعالی جاهلاند و دل اهل غفلت بیمار، که به فرمانهای وی جاهلاند.
صفحهٔ ۱ از ۴