خلوتی با هجویری
بخش ۴ - ۴ سعید بن مسیّب، رحمة اللّه علیه
بابٌ فی ذکر ائمّتهم من التّابعین، رضوان اللّه علیهم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
و منهم: رئیس علما، و مقتدای فقها، سعید بن مسیب، رحمة اللّه علیه
۲
عظیم الشأن و رفیع القدر بود و عزیز القوم و جمیل الصبر و وی را مناقب بسیار است در فنون علم از فقه و توحید و حقایق و تفسیر و شعر و لغت و غیر آن و گویند مردی عیّارنمای پارساطبع بود، نه پارسانمای عیّارطبع؛ و این طریقی ستوده است اندر این قصّه و محمود به نزدیک جملهٔ مشایخ، -رَضِيَ اللّهُ عنهم-.
۳
و از وی روایت آرند گفت: «إرضَ بالیَسیرِ مِنَ الدّنیا مَع سلامةِ دینِکَ کما رَضِیَ قومٌ بِکثیرها مَعَ ذَهابِ دینِهم.»
۴
راضی گرد به اندکی از دنیا با سلامت دینت؛ چنانکه راضی شدند قومی به بسیاری آن و رفتن دین ایشان از ایشان؛ یعنی فقر با سلامت بهتر از غنای با غفلت؛ که فقیر چون اندر دل نگرد اندیشهٔ زیادت نیابد و اندر دست خود نگرد قناعت یابد و غنی اندر دل نگرد اندیشهٔ زیادتی دنیا یابد و اندر دست خود نگرد دنیای پُر شبهت بیند. پس رضای دوستان به خداوند بی غفلت، بهتر از رضای غافلان به دنیای پر غرور و آفت و حسرت و ندامت و زلت و معصیت.
صفحهٔ ۱ از ۲