شعر را زندگی کن
خلوتی با هجویری

بخش ۶۴ - ۶۴ ابوالحسن علی بن ابراهیم الحصری، رحمةاللّه علیه

بابٌ ذکر ائمّتهم مِنْ أتباعِ التّابعین

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ومنهم: سُرورِ سرّ سالکان طریق، و جمال جان‌های اهل تحقیق، ابوالحسن علی بن ابراهیم الحصری، رحمةاللّه علیه
۲
از محتشمان احرار درگاه حق تعالی بود و از کبرای ائمهٔ متصوّفه. اندر زمانهٔ خود بی نظیر بود. وی را کلام عالی است و عباراتی خوش اندر کل معانی.
۳
از وی می‌آید که گفت: «دَعُونی فی بَلائی، هاتُوا مالَکُم. ألَسْتُم مِنْ أولادِ آدمَ الَّذی خَلَقَه اللّهُ بِیَدِه و نَفَخَ فیه مِنْ رُوحِه وأسْجَدَ لَه ملائکَتُه، ثُمَّ أَمَرَهُ بأمرٍ، فَخالَفَ؟ إذا کانَ أوّلُ الدَّنِّ دُردیّاً، کَیفَ یکونُ آخِرُه؟» بگذارید مرا به بلای من، نه شما از فرزندان آدمید، آن که حق تعالی او را به ید قدرت خود بیافرید به تخصیص خلقت، و به جان بی واسطهٔ غیر ورا زنده کرد و ملائکه را فرمود تا وی را سجده کنند، پس وی را فرمانی فرمود، در آن فرمان مخالف شد؟ چون اول خُنب دُردیّ بود آخرش چگونه باشد؟ یعنی چون آدمی را بدو بازگذارند همه مخالفت باشد؛ اما چون عنایت خود به وی فرستد همه محبت باشد. پس حسن عنایت حق برشمر، و قبح معاملت خود با آن مقابله کن، و پیوسته عمر اندر این گذار. و باللّه العون و العصمة.
۴
٭٭٭
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth