شعر را زندگی کن
خلوتی با شاطر عباس صبوحی

شمارهٔ ۱۸ - اشک بیقراری

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در این زمانه نه یاری، نه غمگساری هستغریب کشور حسنیم روزگاری هست
۲
ز شوخ چشمی و طنّازی و جفا جوئیبه دامن مژه ام اشک بیقراری هست
۳
شکست خار کهن آشیان گلزارمهمی شنیده ام از بلبلان بهاری هست
۴
ز ابر دست تو منّت نمی‌کشم ساقیاگر قدح ندهی، چشم میگساری هست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth