خلوتی با شاطر عباس صبوحی
شمارهٔ ۳۲ - خمخانه حق
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شام هجران مرا صبح نمایان آمدمحنت آخر شد و اندوه به پایان آمد
۲
نفس باد صبا باز مسیحائی کردمگر از زلف خم اندر خم جانان آمد
۳
شکر ایزد که دگر بار، به کوری رقیبدلبرم شاد رخ و خرّم و خندان آمد
۴
عجبی نیست گرم از کرم پیر مغانرنج راحت شد و هم درد به درمان آمد
صفحهٔ ۱ از ۲