شعر را زندگی کن
خلوتی با شاطر عباس صبوحی

شمارهٔ ۶۱ - گلگون قبا، خونین کفن

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از حسرت شمع رخت، افتاده در طرف چمنیکجا صبا، یکجا خزان، یکجا گل و یکجا سمن
۲
برقع ز عارض برفکن تا عالمی شیدا شودفوجی ز رو، بعضی ز مو، خلقی ز لب، من از دهن
۳
چون در تکلّم می‌شوی از حسرتت گم می‌کندسوسن زبان، قمری فغان، بلبل نوا، طوطی سخن
۴
اندر خرامشهای تو از طرف بستان می‌فتدسرو از قد و آب از روش، رنگ از گل و حالت ز من
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth