خلوتی با شاطر عباس صبوحی
شمارهٔ ۶۴ - زبونی دل
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در خم زلف تو، پابند جنون شد دل منبیخبر از دو جهان غرقه به خون شد دل من
۲
چونکه با رشتهٔ گیسوی تو پیوندی داشتمو به مو بسته به زنجیر جنون شد دل من
۳
این همه فتنه مگر زیر سر چشم تو بودکه گرفتار دو صد سحر و فسون شد دل من؟
۴
آن چه گفتم به دل از روی نصیحت، نشنیدعاقبت عشق تو ورزید و زبون شد دل من
صفحهٔ ۱ از ۲