خلوتی با شاطر عباس صبوحی
شمارهٔ ۷۲ - زلف و شانه
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر جان، شرار عشقت، خوش میکشد زبانهباور نداشت بختم، این دولت از زمانه
۲
دیشب دل پریشم، تا صبح، شکوه میکردگاهی ز دست زلفت، گاهی ز دست شانه
۳
خواهم که چون سکندر، گرد جهان بگردمشهد لبت بنوشم، آب بقاء بهانه
۴
فرهاد، بهر شیرین، گر کَند جوئی از شیرمن کردهام ز دیده، سیلاب خون روانه
صفحهٔ ۱ از ۲