خلوتی با باباافضل کاشانی
قصیدۀ شمارهٔ ۲
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گشوده گردد بر تو در حقیقت بازکناره گیر به یکبار از این جهان مجاز
۲
که در جهان مجاز آن کسی بود پر سودکه بی زیان به سرانجام خود رسد ز آغاز
۳
چو کار آن سریات خود نکو طرازیدهستتو این سری به تمنای خویشتن مطراز
۴
که این، جهان فنای است و آن، جهان بقافنا بد است و بقا نیک، پس به نیکی یاز
صفحهٔ ۱ از ۸