شعر را زندگی کن
خلوتی با ملک‌الشعرا بهار

شمارهٔ ۶ - غوکنامه

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بس کن از این مکابره ای غوک ژاژخاخامش‌، گرت هزار عروسیست‌، ور عزا
۲
ای دیو زشتروی‌، رخ زشت را بشویورنه در آب جوی مزن بیش دست و پا
۳
آن غوک سبزپوش برآن برگ پیلگوشجسته کمین خموش و دو دیده سوی سما
۴
چون زاهدی عنود، به سجادهٔ کبودبرکرده از سجود، سر و روی با خدا
صفحهٔ ۱ از ۱۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth