خلوتی با ملکالشعرا بهار
شمارهٔ ۳۹ - دست شکسته
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بشکست گرم دست چه غم؟ کار درست استکسری ز شکستم نه، که افکار درست است
۲
آن را چه خطائیست که رفتار صواب استو آن را چه شکستی است که گفتار درست است
۳
گر دست چپم بشکست ای خواجه غمی نیستدر دست دگر کلک گهربار درست است
۴
فخری نه گر از دست چکد خون به ره دوستگر خون چکد از دیدهٔ خونبار درست است
صفحهٔ ۱ از ۳