خلوتی با ملکالشعرا بهار
شمارهٔ ۴۳ - غم
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گویی علامت بشر اندر جهان، غم استآن کس که غم نداشت نه فرزند آدم است
۲
شاعر پیمبری است خداوند او شعورکاو از خدای خویش همه روزه ملهم است
۳
هستم فدای طرفه خدایی که بر قلوبالهامها فرستد و جبریل او غم است
۴
بر گردن حیات بپیچیده عقل و عشقاین هر دو مار با همه کس یار و همدم است
صفحهٔ ۱ از ۳