خلوتی با ملکالشعرا بهار
شمارهٔ ۸۶ - شهربند مهر و وفا
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در شهربند مهر و وفا دلبری نماندزیر کلاه عشق و حقیقت، سری نماند
۲
صاحبدلی چو نیست، چه سود از وجود دلآئینه گو مباش چو اسکندری نماند
۳
عشق آنچنان گداخت تنم را که بعد مرگبر خاک مرقدم کف خاکستری نماند
۴
ای بلبل اسیر، به کنج قفس بسازاکنون که از برای تو بال و پری نماند
صفحهٔ ۱ از ۸