خلوتی با ملکالشعرا بهار
شمارهٔ ۱۰۱ - تغزل
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دادهام دل تا مرا یک بوسه آن دلبر دهدور دل دیگر دهم او بوسهٔ دیگر دهد
۲
چون مرا نبود دلی دیگر، دهم جان تا مگربوسهٔ دیگر مرا زان لعل جانپرور دهد
۳
در بهای بوسه بدهم سیم اشک و زر چهرگرکسی اندر بهای بوسه سیم و زر دهد
۴
ز اشک چشم و زردی رخسار، او را سیم و زرهرچه افزونتر دهم، او بوسه افزونتر دهد
صفحهٔ ۱ از ۵