خلوتی با ملکالشعرا بهار
شمارهٔ ۱۱۸ - سفر نامه
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بهشهر ری شدم از دشت خاوربدیدم کار ملک و کار کشور
۲
بدیدم کشوری خالی ز مردمهمه دیوان فتاده یک به دیگر
۳
دگرگونه شده کار ولایتنه مهتر مانده بر جای و نه کهتر
۴
نه دیوان مانده و نه کار دیواننه لشکر مانده و نه میر لشکر
صفحهٔ ۱ از ۱۹