خلوتی با ملکالشعرا بهار
شمارهٔ ۱۳۱ - پائیز و زمستان
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روان شد لشگر آبان به طرف جوببار اندرنهاده سیمگون رایت به کتف کوهسار اندر
۲
نهان شد دامن البرز در میغ و بخار اندرتو گویی گرد کُه بستند پولادین حصار اندر
۳
چو بر بستان کفن پوشید برف تندبار اندردرخت سرو بر تن کرد رخت سوگوار اندر
۴
درختان لرز لرزان در میان جویبار اندربه پای هر درختی برگها گشته نثار اندر
صفحهٔ ۱ از ۹