شعر را زندگی کن
خلوتی با ملک‌الشعرا بهار

شمارهٔ ۱۳۹ - شکواییه

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شریر، قاضی و رهزن‌، امین و دزد، عسس‌!ازبن دیار بباید برون جهاند فرس‌؛
۲
فتاده کارکسان با جماعتی که بوندهمه عوان و همه خونی و همه ناکس‌!
۳
زمام جمله سپرده هوس به چنگ هویمهار جمله سپرده هوی به دست هوس‌!
۴
.. .... ...... .................که از نهیبش برخاست ناله از هرکس‌!
صفحهٔ ۱ از ۱۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth