خلوتی با ملکالشعرا بهار
شمارهٔ ۱۶۶ - شکوه از بخت
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غم زمانه به سختی گرفته دامانمز بی وفایی این بخت سست پیمانم
۲
ببسته بود به من بخت، این چنین میثاقکه من بخوابم و اوخود بود نگهبانم
۳
کنون بخفته مرا بخت و من چو مشتاقاننشسته بر سر او لای لای میخوانم
۴
چو بخت شوم مرا چرخ بیند اندر خواببه روی غم غم دیگر نهد فراوانم
صفحهٔ ۱ از ۳