شعر را زندگی کن
خلوتی با ملک‌الشعرا بهار

شمارهٔ ۱۸۴ - از زندان شاه

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یاد ندارد کس از مُلوک و سَلاطینشاهی چون پهلوی به عِزّ و به تَمکین
۲
فرق بلندش دهد جمال به فرقدپرّ کلاهش دهد فروغ به پروین
۳
جرعه‌ای از مهر اوست چشمهٔ حیواناخگری از قهر اوست آذر برزین
۴
قائِدِ صد کشور است بر زبر تختآفت صد لشکر است بر زبر زین
صفحهٔ ۱ از ۱۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth