شعر را زندگی کن
خلوتی با ملک‌الشعرا بهار

شمارهٔ ۲۳۰ - خزینۀ حمام

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
افتاد به حمام‌، رهم سوی خزینهترکید کدوی سرم از بوی خزینه
۲
من توی خزینه نروم هیچ و ز بیرونمبهوت‌ شوم‌ چون نگرم‌ سوی‌ خزینه
۳
چون کاسهٔ «‌بزقرمهٔ‌» پرقرمهٔ کم‌آبپر آدم و کم‌آب بود توی خزبنه
۴
گه آبی و گه سبز شود چون پرطاوسآن موج لطیفی که بود روی خزینه
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth