خلوتی با ملکالشعرا بهار
شمارهٔ ۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گهی با دزد افتد کار و گاهی با عسس ما رانشد کاین آسمان راحت گذارد یک نفس ما را
۲
عسس با دزد شد دمساز و ما با هر دو بیگانهبه شب از دزد باشد وحشت و روز از عسس ما را
۳
گرفتار جفای ناکسان گشتیم در عالمدریغا زندگانی طی شد و نشناخت کس ما را
۴
ز بس ماندیم در کنج قفس، گر باغبان روزیکند ما را رها، ره نیست جز کنج قفس ما را
صفحهٔ ۱ از ۳