خلوتی با ملکالشعرا بهار
شمارهٔ ۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نم باران ز بستان گرد رفته استطبیعت را گلی از گل شکفته است
۲
نسیم آزاد میآید به بستانچرا پس مرغکان را دل گرفته است
۳
عجب شوری بپاکردست بلبلندانم عشق در گوشش چه گفته است
۴
به ما جز عشق و آزادی مده پندکه عاشق حرفمردم کم شنفته است
صفحهٔ ۱ از ۲