خلوتی با ملکالشعرا بهار
شمارهٔ ۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
قدرت شاهان ز تسلیم فقیران بیش نیستقصر سلطان امنتر ازکلبهٔ درویش نیست
۲
طاهر آن دامان کزو دست امیدی دور نهقادر آن سلطان کزو قلب فقیری ریش نیست
۳
گر ز خون من نگین شاه رنگین میشودگو بریز این خون که مقدار نگینی بیش نیست
۴
برکس ای قاضی به خون من منه بهتان ازآنکقاتل من در جهان جز عشق کافرکیش نیست
صفحهٔ ۱ از ۳