شعر را زندگی کن
خلوتی با ملک‌الشعرا بهار

شمارهٔ ۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گفتمش‌هنگام‌وصل است ای بت‌فرخار، گفت‌:باش اکنون تا برآید، گفتم‌: ازگل خار، گفت‌:
۲
جانت اندر هجر، گفتم‌: جان پی ایثار تستگرچه هست این هدیه در نزد تو بی‌مقدار، گفت‌:
۳
عاشقا! این ناله و آه و فغان از جور کیست‌؟گفتم‌: از جور تو معشوق جفاکردار، گفت‌:
۴
عاشقان را رنج باید بردگفتم‌: رنج عشق‌؟گفت‌: از آن دشوارتر، گفتم‌: فراق یار؟ گفت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth