خلوتی با ملکالشعرا بهار
شمارهٔ ۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شمعیم و دلی مشعلهافروز و دگر هیچشب تا به سحر گریهٔ جانسوز و دگر هیچ
۲
افسانه بود معنی دیدار که دادنددر پرده یکی وعدهٔ مرموز و دگر هیچ
۳
حاجی که خدا را به حرم جست چه باشداز پارهٔ سنگی شرفاندوز و دگر هیچ
۴
خواهی که شوی باخبر ازکشف و کراماتمردانگی و عشق بیاموز و دگر هیچ
صفحهٔ ۱ از ۲