خلوتی با ملکالشعرا بهار
شمارهٔ ۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
راستی روی نکویش به گلستان ماندخط و خالش به گل و سبزه و ریحان ماند
۲
نه همینش دو رخ تازه بود، چون گل سرخکه دهانش به یکی غنچهٔ خندان ماند
۳
دستگاهی که در آنجا نبود حوروَشیگر همه باغ بهشت است به زندان ماند
۴
چه کنم گر به غمت شُهره نباشم در شهرعشق در دل نتوان گفت که پنهان ماند
صفحهٔ ۱ از ۲