خلوتی با ملکالشعرا بهار
شمارهٔ ۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دعوی چه کنی؟! داعیهداران همه رفتند شو بار سفر بند که یاران همه رفتند
۲
آن گرد شتابنده که در دامن صحراستگوید: «چه نشینی؟! که سواران همه رفتند»
۳
داغ است دل لاله و نیلی است بَرِ سروکز باغ جهان لالهعذاران همه رفتند
۴
گر نادره معدوم شود هیچ عجب نیستکز کاخ هنر نادرهکاران همه رفتند
صفحهٔ ۱ از ۲