خلوتی با ملکالشعرا بهار
شمارهٔ ۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز نادرستی اهل زمان شکسته شدیمز بس که داد زدیم آی دزد خسته شدیم
۲
ز عشق دست کشیدیم و بهر کشتن خویشبه پایمردی اغیار دسته دسته شدیم
۳
خراب گشت وطنخواهی از من و تو بلیمیان میوهٔ شیرین زمخت هسته شدیم
۴
سری بهدست شمال و سری به دست جنوببسان رشته در این کشمکش گسسته شدیم
صفحهٔ ۱ از ۲