خلوتی با ملکالشعرا بهار
شمارهٔ ۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
منم که عشق بتانم نموده پیر و کهنندانم اینکه چه افتاده عشق را با من
۲
بلی هر آنکو عشق بتانش چیره شودشگفت نیست گر آید نزار و پیر و کهن
۳
ز رنج و درد چنان شد تنم که گر بینیگمان بری که سرشته ز رنج و دردم تن
۴
مرا ز عشق که بر اهرمن نصیب مبادسیه تر آمده گیتی ز جان اهریمن
صفحهٔ ۱ از ۳