خلوتی با ملکالشعرا بهار
شمارهٔ ۱۲۷ - زرین جوشنم
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
این شنیدم بینشا در بزم رندان گفتهاییافته ره سستیئی در نظم و نثر متقنم
۲
در سیاست هرچه گفتی دارمت معذور از آنکبودهای مزدور و بر مزدور نرم است آهنم
۳
این زمان بر نظم و نثرم چربدستی می کنیدست کوته کن که سوزانست اینجا روغنم
۴
ره نیابد هیچ پستی در من از توفیر وقتمن نه شمع شامگاهم کآفتاب معلنم
صفحهٔ ۱ از ۴