شعر را زندگی کن
خلوتی با ملک‌الشعرا بهار

شمارهٔ ۷۷ - کل و کلاه

مثنویات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کلی را سر از زخم ناسور بودز خارش توانش ز تن دور بود
۲
کنار یکی نهر، خارید سرکلاهش فتاد اندر آن نهر در
۳
بجنبید و بشتافت بر طرف آبولی آب را زو فزون‌ بُد شتاب
۴
کله گه بغلتید و گه شد به اوجبه فرجام گم گشت در زیر موج
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth