خلوتی با ملکالشعرا بهار
خمریه
مسمطات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
انگور شد آبستن هان ای بچهٔ حوربرخیز و به گهواره فکن بچهٔ انگور
۲
چندانش مهل کز دم دی گردد رنجورکامد دی و افسرد دم ماه و دم هور
۳
برکرد سیه ابر، سر ازکوه نشابورواراست ز خوارزم سپه تا در بلغار
۴
در هر باغ از برف و شاقی و نقیبی استبر هر شاخ از زاغ خروشی و نعیبی است
صفحهٔ ۱ از ۱۰