خلوتی با ملکالشعرا بهار
بخش اول - از کیومرث تا سربداران
آیینۀ عبرت
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پاسبانا تا به چند این مستی و خواب گرانپاسبانرا نیست خواب،از خواب سر بردار، هان!
۲
گلهٔ خود را نگر بیپاسبان و بیشبانیکطرف گرگ دمان و یکطرف شیر ژیان
۳
آن ز چنگ این رباید طعمه، این از چنگ آنهریک آلوده به خون این گله چنگ و دهان
۴
پاسبان مست و گله مشغول و دشمن هوشیارکار با یزدان بود کز کف برون رفته است کار
صفحهٔ ۱ از ۵۴