شعر را زندگی کن
خلوتی با ملک‌الشعرا بهار

بخش ۳۴ - در مسافرت کردن شوهر و سپردن خانه و زن خود به‌دست رفیق بدگوهر

کارنامهٔ زندان

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دیرگاهی بر این وَتیره گذشتروز رخشان و شام تیره گذشت
۲
گشت ناگاه شوی زن سفریگفت زن‌: بایدت مرا ببری
۳
گفت‌مرد: ‌این‌سفرنه‌دلخواه استکه رئیس اداره همراه است
۴
هم به پاس اثاثهٔ خانهبایدت ماند، پُر مزن چانه
صفحهٔ ۱ از ۱۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth