خلوتی با ملکالشعرا بهار
بخش ۴۱ - داستان مهندسی که گنجخانه ساخت
کارنامهٔ زندان
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ظالمی داشت زر برون ز حسابشب نمیشد ز بیم دزد به خواب
۲
با چنان مال و ثروت هنگفتخواست گنجینهای کند بنهفت
۳
تا سویش دزد راهبر نشودهیچ کس را از آن خبر نشود
۴
پس پژوهنده شد ز معماریخواست مردی امین و دینداری
صفحهٔ ۱ از ۹